لسان الملك سپهر

56

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

دست بيگانه يافتند سپاهى گرد كرده با او مصاف دادند و در كرّت نخست قصىّ شكسته شد ، لاجرم رزاح برادر مادرى خود را از ميان قضاعه طلب فرمود و شعرى چند به دو فرستاد كه آن يك بيت از آن جمله است : رزاح ناصرى و به اسامى * فلست اخاف ضيما « 1 » ما حييت « 2 » چون اين خبر به رزاح رسيد سه تن از برادران خود را كه نخستين حنّ « 3 » نام داشت و آن ديگر محمود و سيم را جلهمه مىگفتند . و اين جمله فرزندان ربيعه بودند كه از زنان ديگر داشت نه از مادر رزاح ، چه مادر او فاطمه مادر قصىّ بود . بالجمله ايشان را برداشته با فوجى از قضاعه به اعانت برادر خود قصىّ آمد و اين شعرها از جمله اشعار رزاح است كه در اين معنى گفته : و لمّا اتى من قصىّ رسول * فقال الرّسول اجيبوا الجليلا فلمّا انتهينا الى مكّة * الجنا الرّجال قتيلا قتيلا قتلنا خزاعة فى دارها * و بكرا قتلنا وجيلا وجيلا « 4 » و ثعلبة بن عبد اللّه بن ذبيان بن الحرث بن سعد بن هذيم القضاعى چون رسول قصىّ را بديد با رزاح كوچ داد ، و در مكّه بعد از فتح قصىّ در غلبهء او با طايفهء صوفه شعرى بيان كرد كه اين بيت از آن جمله است : فامّا صوفة الخنثى فخلّوا * منازلهم محاضرة الضّراب « 5 » و او نيز با جمعى از قضاعه به حضرت قصىّ آمد و قصىّ ديگر باره گروهى از قريش فراهم كرد و از مكّه بيرون شده در برابر سپاه خزاعه از مردان قريش و قضاعه صف بركشيد و جنگ در انداخت و جمعى كثير را بكشت و دشمنان را هزيمت

--> ( 1 ) . ضيم : به معنى ظلم است . ( 2 ) . رزاح يار من و مايهء افتخار من ، پس من نمىترسم از ستم كسى تا زنده باشم . ( 3 ) . مؤلف گويد : حنّ : به كسر حاى مهمله و نون مشدّد . ( 4 ) . و هنگامى كه آمد از جانب قصىّ فرستاده‌اى ، او و گفت اجابت كنيد مرد بزرگ ( قصى ) را . پس وقتى كه به مكّه رسيديم يك يك ايشان را از دم تيغ گذرانيديم . كشتيم خزاعه را در ميان خانهء خود و همچنين طايفهء بكر و طوايف ديگرى را . ( 5 ) . سيرهء ابن هشام چنين نقل كرده : فاما صوفة الخنثى فخلوا * منازلهم محاذرة الضراب صوفة الخنثى رها كردند منازل خود را در حالى كه ترسناك از جنگ و قتال بودند .